کارآفرینی درون سازمانی

    کارآفرینی درون سازمانی

     

     

    به مناسبت روز ملی کارآفرینی


    کارآفرینان درون سازمانی را دریابید

     


    مهرداد فاخر
    مدیرعامل شرکت تیپاکس و رئیس هیئت مدیره هلدینگ فاخر
    مفهوم کارآفرینی به معنای عام آن در منابع مختلف به انحاء و اشکال گوناگون بیان شده؛ برخی کارآفرین را خالق ارزشی تازه می‌دانند و بعضی دیگر با استناد به کلمه  Entrepreneurship که از ریشه Entreprendre فرانسوی گرفته شده است آن را هم‌پای به عهده گرفتن و تعهد قلمداد می‌کنند. اما فارغ از تعابیر ضد و نقیضی که ذیل این واژه نهفته است به نظر می‌رسد ارزش آفرینی متعهدانه از حیث جامعیت، از هر تعریف دیگری به مفهوم کارآفرینی نزدیک‌تر است. در این میان چند سالی است در برخی منابع علمی فارسی در حوزه کسب و کار با مفهوم دیگری مواجه هستیم که به اعتقاد نگارنده اصل اساسی تحول و عامل تغییر و پویایی در سازمان‌ها و ادارات است و این مفهوم چیزی نیست جز کارآفرینی درون سازمانی. 
    کارآفرینان درون سازمانی، جواهرات یا به بیان بهتر با ارزش‌ترین دارایی‌های‌ هر سازمان هستند که در هر دسته و رسته‌ای که فعالیت می‌کنند، می‌توانند بر محیط اطراف خود تأثیر بگذارند و مسیر سازمان را به سمت پیشرفت و ترقی سوق دهند اما اساساً مفهوم کارآفرین درون سازمانی چیست و چطور می‌توان این افراد را در درون سازمان شناسایی و راه را برای اثرگذاری‌ هرچه بیشترشان هموار کرد؟


    تقابل فضای رخوت‌انگیز کار با کارآفرینی درون سازمانی


    مفهوم کارآفرینی درون سازمانی اول بار در سال 1978 از سوی گیفورد پینکات در کتاب «اشکال کارآفرینی» مطرح شد. او در این کتاب کارآفرینی را به سه دسته کارآفرینی فردی، کارآفرینی سازمانی و کارآفرینی درون سازمانی تقسیم و در ذیل هر یک به ارائه نظریاتی پرداخت که امروزه راهگشای سازمان‌های عریض و طویل دنیاست. این یادداشت به دو فقره اول اشاره‌ای ندارد و صرفاً تلاش می کند تا در این مجال اندک به بررسی کارآفرینی درون سازمانی بپردازد.
    اگرچه نظریات پینکات در آن دوره که اقتصاد غرب دچار رکود تورمی شدید شده بود (و کسب‌وکارها به موازات این رکورد با شکست مواجه شده بودند) نو و دست اول به نظر می‌رسید اما حالا سالیان سال است که سمت و سوی عملکرد برندهای مطرح دنیا را تغییر داده است. کارآفرینان درون سازمانی افرادی در درون سازمان‌ها هستند که مسئولیت تبدیل یک ایده را به محصول نهایی با تلفیق کارهای نوآورانه از صفر تا صد برعهده می‌گیرند. نمونه بارز آن، کن کوتاراگی ژاپنی است که در سازمان سونی با اصرار بر اینکه این شرکت به کنسول بازی خاص خودش احتیاج دارد، بنای ساخت پلی استیشن را گذاشت که امروزه یکی از پر فروش‌ترین محصولات سونی است.  اما در کشورمان همچنان این مهم مورد غفلت رهبران و مدیران ارشد سازمان‌ها قرار گرفته که به نظر می‌رسد عمده دلیل آن فضای پر رخوت کار در جامعه ایرانی است که محیط مناسبی را برای ظهور و بروز استعدادها و خلاقیت‌های نهفته در این افراد فراهم نمی‌کند. کارآفرینان خلاق درون سازمانی نیازمند ایجاد یک فرهنگ نوآورانه واقعی در درون سازمان هستند تا هر لحظه بیش از گذشته تشنه‌ی کارآفرینی شوند و در آن سوی میدان هم سازمان‌های اداری می‌توانند با اتکاء به این افراد بقا و بهره‌وری خود را در برابر تحولات و تهدیدات گسترده و دائم محیطی تضمین کنند. 


    لزوم تجدید نظر در مدیریت استراتژیک و نیروهای انسانی


    سازمان‌های امروزی در ایران اگرچه در تلاش‌اند تا با دست‌یازی به فناوری‌های دیجیتال خود را همپای تحولات زمانه پیش ببرند اما متأسفانه همچنان در چند بخش مهم که مدیریت استراتژیک و منابع انسانی از جمله آنها هستند، منفعلانه عمل می‌کنند. نمی‌توان انتظار نوآوری و خلق ایده‌های بدیع را در محیطی داشت که به تمامی کهنه و سنتی است.
    در زمانه دیجیتال اگر بخواهیم قدمی در مسیر نوآوری برداریم باید افراد نوآور، خلاق و ایده‌پرداز را در محیطی متناسب با همین افراد و فارغ از قالب‌بندی‌های مرسوم، گرد هم آوریم تا در مسیر بقا و موفقیت در چشم‌اندازهایی که به سرعت در حال تغییر هستند، در کنار ما باشند. لازمه این موضوع تجدید نظری کلان در مدیریت استراتژیک، نیروی انسانی و سلسله مراتب قدرت در درون سازمان‌ها است. کارآفرینی زیربنای مدیریت استراتژیک سازمان قلمداد می‌شود و حتی می‌تواند در تلفیق با این فرآیند در ایجاد یک نوع تعهد خلاقانه مستمر کمک کند.
    سازمان‌ها برای تقویت خلاقیت در نیروی انسانی نیازمند آن هستند که مشخصه‌هایی همچون مدیریت مشارکتی، چشم‌انداز مشترک و ساختارهای منعطف را برای تقویت روحیه خلاق نیروی انسانی و نوآوری‌های مستمر به مثابه بازوهایی توانا در سازمان به کار گیرند.
    بدیهی است تا زمانی که مدیران ارشد شرکت‌ها برای افراد حد و مرز فکری و چارچوب‌های دست و پاگیر تعریف کنند، خلاقیت و نوآوری مجالی برای بروز و ظهور پیدا نخواهد کرد و واپس‌گرایی جایگزین فرصت‌های کارآفرینانه می‌شود. 


     متن کامل این مصاحبه در روزنامه دنیای اقتصاد قابل مشاهده است ...

    اشتراک گذاری :
    نظر شما
    لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی:
    نظرات کاربران