تقابل دریافت های ذهنی و تجربه

    تقابل دریافت های ذهنی و تجربه

     

    همیشه در طول تاریخ بین فیلسوف‌های عقل‌گرایی که با عدد و منطق فلسفه‌شون رو مطرح میکردن و تجربه‌گراهایی که معتقد بودن تا درک تجربی از چیزی پیدا نکردی نمیتونی درباره‌ش نظری بدی، بحث و جدل جریان داشته. حتی گالیله‌ می‌گفت هر چیزی که قابل اندازه‌گیری هست رو اندازه‌گیری کن و اون چیزی رو که قابل اندازه‌گیری نیست، قابل اندازه‌گیری کن!
    درسته که عقل و تجربه هر دو مکمل و لازم و ملزوم همدیگه هستن اما به نظرم شناخت و معرفتی که انسان از راه دیدن و لمس کردن پدید‌ه‌ها بدست میاره زمین تا آسمون با تصورات ذهنیش فرق داره کما اینکه در ادبیاتمون هم ضرب‌المثلی داریم که میگه شنیدن کی بود مانند دیدن!
    حالا چطور شد که به این موضوع رسیدم؟
    اخیراً زمین ٢٠ هزار متری رو برای گسترش فعالیت‌های لجستیکی هلدینگ_فاخر تهیه کردیم. چند روز پیش که با بعضی از همکارانم از محل بازدید داشتیم، بعد از دیدن محل تقریباً همه‌مون مفهوم ابعاد و امکاناتی رو که برای بهره‌برداری اون لازمه درک کردیم.
    ما گاهی اوقات فکر می‌کنیم که میتونیم مفهوم اعداد رو از بطن گزارش‌ها، تحقیقات و آموزش‌ها درک کنیم اما در اصل هیچ چیزی جای تجربه عینی ما رو نمیگیره.
    بعضی اوقات باید با چشم دید و با قدم حس کرد که چند ده هزار متر چه عظمتی داره وگرنه همه در درس و کار و زندگی بارها مفهوم هکتارها رو مرور کردیم. تفاوت مفاهیم ذهنی و عینی، تفاوت شنیدن تجربه‌هاست با درک آنها با جان و تن.

    نظر شما
    لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی:
    نظرات کاربران