Bullet Bullet اکوسیستم‌ها و پلتفرم‌های لجستیکی در اقتصاد اشتراکی

مهرداد فاخر
دکترای استراتژی و کارآفرینی از مدرسه کسب‌وکار لندن
هم‌بنیان‌گذار و رئیس هیئت مدیره هلدینگ فاخر
مدیرعامل شرکت تیپاکس، تهران، ایران
تاریخ دریافت: ۲۷ فوریه ۲۰۲۵ / تاریخ داوری: ۱۷ آوریل ۲۰۲۵ / تاریخ اصلاح: ۲۴ آوریل ۲۰۲۵ / تاریخ پذیرش: ۳ مه ۲۰۲۵ / تاریخ انتشار: ۱۵ فوریه ۲۰۲۶
 

چکیده

این مطالعه به بررسی اکوسیستم‌ها و پلتفرم‌های لجستیکی در اقتصاد اشتراکی می‌پردازد و تلاش می‌کند به اهداف چندگانه‌ای دست یابد که می‌توانند به بهبود عملکرد و کارایی این سیستم‌ها کمک کنند. هدف نخست طراحی و پیاده‌سازی راه‌حل‌های عملیاتی و نرم‌افزاری است که از طریق بهبود هماهنگی بین ذی‌نفعان و مدیریت مؤثر منابع، موجب افزایش بهره‌وری زنجیره تأمین می‌شود. دوم، تدوین استانداردهای کیفیت خدمات در پلتفرم‌های لجستیکی و بررسی روش‌ها و ابزارهای ارزیابی و بهبود عملکرد به‌منظور تضمین کیفیت خدمات و افزایش رضایت کاربران مد نظر قرار گرفته است. سوم، ترویج فرهنگ همکاری و اعتماد بین کاربران و ارائه‌دهندگان خدمات از طریق آموزش و اطلاع‌رسانی، به‌عنوان یکی از عوامل کلیدی موفقیت پلتفرم‌های اشتراکی تلقی می‌شود. چهارم، ایجاد مراکز تصمیم‌سازی و تحلیل داده برای بهره‌برداری بهینه از اطلاعات جمع‌آوری‌شده، به‌منظور بهبود استراتژی‌ها و تصمیمات مدیریتی، ضروری است. در نهایت، توسعه و پیشنهاد راهکارهایی برای پایداری زیست‌محیطی و اقتصادی که به بهبود عملکرد و کاهش اثرات منفی در بلندمدت کمک می‌کنند، به‌عنوان هدفی راهبردی در نظر گرفته شده است. این مقاله با ارائه‌ی راه‌حل‌های نوآورانه و عملی به چالش‌های موجود، عملکرد و کارایی پلتفرم‌های لجستیکی در اقتصاد اشتراکی را بررسی می‌کند.
واژگان کلیدی: اقتصاد اشتراکی، پلتفرم‌های لجستیکی، اکوسیستم‌های لجستیکی، مدیریت زنجیره تأمین

1.     مقدمه

ظهور اقتصاد اشتراکی، مدل‌های سنتی کسب‌وکار و الگوهای مصرف را به‌طور عمیقی دگرگون کرده و موجب تغییر پارادایمی شده که مفاهیمی چون دسترسی، مالکیت و لجستیک را بازتعریف می‌کند. با گسترش روزافزون این چارچوب نوآورانه اقتصادی، اکوسیستم‌ها و پلتفرم‌های لجستیکی که به‌عنوان ستون فقرات عملیاتی این تحول شناخته می‌شوند، با تقاضاهای بی‌سابقه‌ای در زمینه‌ی انعطاف‌پذیری، پایداری و کارایی مواجه هستند. اقتصاد اشتراکی که به‌طور کلی به‌عنوان یک سیستم اجتماعی-اقتصادی مبتنی بر اشتراک‌گذاری منابع، خدمات و دارایی‌های بلااستفاده تعریف می‌شود، صنایع سنتی را با معرفی مدل‌های غیرمتمرکز، دیجیتال‌محور و همتا به همتا دچار دگرگونی کرده و هنجارهای موجود در مدیریت لجستیک و زنجیره تأمین را به چالش کشیده است {۱، ۲}
در مرکز این دگرگونی، یکپارچگی پلتفرم‌های لجستیکی قرار دارد که جابه‌جایی، انبارش و تحویل کالاها و خدمات را در بازارهای پویا و کاربرمحور تسهیل می‌کنند. این پلتفرم‌ها، از خدمات اشتراک‌گذاری سفر گرفته تا سیستم‌های تحویل مبتنی بر جمع‌سپاری، به‌شدت متکی به ادغام داده، ارتباطات لحظه‌ای و هماهنگی الگوریتمی هستند تا بتوانند انتظارات مصرف‌کنندگان از سرعت، راحتی و قابلیت اطمینان را برآورده سازند [۳، ۴]. با انتقال لجستیک از مدل‌های متمرکز به مدل‌های توزیع‌شده، نیاز به درک، ارزیابی و بهبود این اکوسیستم‌های جدید برای پژوهشگران، سیاست‌گذاران و فعالان صنعت حیاتی می‌شود.
اکوسیستم‌های لجستیکی در اقتصاد اشتراکی صرفاً نوآوری‌های زیرساختی نیستند، بلکه بازپیکربندی سیستم‌های اجتماعی/ فنی محسوب می‌شوند؛ جایی که پلتفرم‌های دیجیتال، کارگران گیگ (پاره‌وقت) و مصرف‌کنندگان، به‌جای مالکیت، از طریق دسترسی، ارزش خلق می‌کنند [۵، ۶]. برخلاف لجستیک سنتی که بر ثبات، استانداردسازی و برنامه‌ریزی بلندمدت تمرکز دارد، لجستیک در اقتصاد اشتراکی باید با تکه‌تکه بودن، تقاضای متغیر و پیش‌بینی‌ناپذیری ناشی از کاربران کنار بیاید. این شرایط مستلزم معماری‌های انعطاف‌پذیر و استراتژی‌های سازگارشونده‌ای است که کارایی عملیاتی را با اعتماد کاربران، انطباق قانونی و شفافیت اخلاقی متوازن سازند[ ۷، ۸]
  پیچیدگی این اکوسیستم نوظهور با تعامل میان ذی‌نفعان متعدد—کاربران، ارائه‌دهندگان خدمات، توسعه‌دهندگان پلتفرم و نهادهای تنظیم‌گر—که هر یک اهداف و محدودیت‌های متفاوتی دارند، دوچندان می‌شود. یکی از چالش‌های کلیدی، توسعه‌ی سازوکارهای حکمرانی قدرتمندی است که تضمین‌کننده‌ی پاسخ‌گویی، استانداردسازی و قابلیت تعامل میان پلتفرم‌ها باشند [۹، ۱۰]. افزون بر این، سرعت بالای نوآوری‌های فناورانه—از بلاکچین و هوش مصنوعی گرفته تا کاربردهای اینترنت اشیاء (IoT)—نیازمند بازنگری مداوم ساختارهای لجستیکی برای حفظ چابکی و تاب‌آوری سیستم‌ها است  [۳، ۱۱]
  اعتماد، نقشی محوری در شکل‌دهی به تعامل کاربران در سیستم‌های لجستیکی مبتنی بر اشتراک‌گذاری دارد. در محیطی که سلسله‌مراتب سنتی و تضمین‌های نهادی اغلب غایب هستند، کاربران پلتفرم‌ها ناچارند برای تصمیم‌گیری به نشانه‌های اعتماد—امتیازهای اعتبار، نظرات کاربران، و سیاست‌های امنیت داده—اتکا کنند [۹، ۱۲]. نبود سازوکارهای مؤثر در ایجاد اعتماد می‌تواند اعتماد کاربران را تضعیف کرده و مانع از پذیرش پلتفرم‌های اشتراکی شود، به‌ویژه در بازارهایی که چارچوب‌های نهادی ضعیفی دارند [۱۳، ۱۴]. بنابراین، معماری اعتماد—که از طریق فناوری، تجربه کاربری و تنظیم‌گری ممکن می‌شود—باید به‌صورت هدفمند طراحی و نگهداری شود.
  ابهام‌های قانونی و تنظیم‌گری، یکی دیگر از چالش‌های اساسی برای پلتفرم‌های لجستیکی در اقتصاد اشتراکی هستند. قوانین موجود در زمینه‌ی مالیات، مسئولیت مدنی، مالکیت فکری و حقوق کار اغلب برای تطبیق با ماهیت غیرمتمرکز و ترکیبی مدل‌های اشتراکی کفایت نمی‌کنند [۱۵، ۱۶]. ابهام در حوزه‌های صلاحیت قانونی و سازوکارهای اجرایی نه تنها نوآوری را محدود می‌کند بلکه پلتفرم‌ها را در معرض ریسک‌های عدم انطباق و آسیب‌های اعتباری قرار می‌دهد [۱۴، ۱۷]. پرداختن به این چالش‌ها نیازمند همکاری هماهنگ میان دولت‌ها، پژوهشگران حقوقی و گردانندگان پلتفرم‌ها برای تدوین چارچوب‌های سیاستی فراگیر و سازگار است

2.     روش‌شناسی

پژوهش درباره‌ی اکوسیستم‌ها و پلتفرم‌های لجستیکی در اقتصاد اشتراکی نیازمند بهره‌گیری از روش‌ها و رویکردهای پژوهشی منسجم و دقیق است. در فصل سوم این مطالعه، روش پژوهش تعریف شده و چارچوبی نظام‌مند برای اجرای تحقیق ارائه می‌شود. در گام نخست، نوع رویکرد پژوهشی از میان روش‌های کیفی، کمی یا ترکیبی انتخاب شده است. سپس ابزارهای گردآوری داده‌ها مانند مطالعات کتابخانه‌ای، مصاحبه با خبرگان، و تحلیل داده‌های ثانویه معرفی می‌گردند.
  ویژگی کلیدی این تحقیق، تحلیل مفاهیم چندبُعدی و پیچیده‌ی اکوسیستم‌های لجستیکی با بهره‌گیری از ابزارهای مناسب است. جامعه‌ی آماری شامل ارائه‌دهندگان خدمات لجستیکی، کاربران پلتفرم‌ها و توسعه‌دهندگان فناوری است، و دلایل انتخاب این گروه‌ها نیز توضیح داده شده‌اند. همچنین، روش‌های نمونه‌گیری و حجم نمونه برای بررسی جوامع آماری مختلف تعیین شده‌اند و در نهایت، مراحل تحلیل داده‌ها و ابزارهای نرم‌افزاری مانند SPSS و Smart PLS معرفی می‌شوند.
  روش‌های گردآوری داده در این تحقیق به دو دسته‌ی میدانی و کتابخانه‌ای تقسیم می‌شوند. در روش میدانی، داده‌های واقعی از تعاملات پلتفرم‌های لجستیکی از طریق پرسش‌نامه، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و مشاهده‌ی مستقیم جمع‌آوری شده‌اند. پرسش‌نامه‌ها شامل سؤالات بسته و باز هستند و تجربه‌ی کاربران و چالش‌های موجود را بررسی می‌کنند. در مصاحبه‌ها، دیدگاه‌های عمیق‌تری از کارشناسان و مدیران گردآوری شده و مشاهده نیز بر استخراج داده‌های عملیاتی متمرکز است.
  در روش کتابخانه‌ای، منابع علمی، مقالات و گزارش‌ها تحلیل شده و اطلاعات کاربردی مستند می‌گردند. ابزارهای تحلیل داده شامل تحلیل‌های توصیفی و کیفی است که با استفاده از نرم‌افزارهایی مانند MAXQDA و SPSS انجام می‌شوند. این رویکرد جامع، بستری برای استخراج نتایج دقیق و قابل‌اعتماد فراهم می‌کند و ارتباطی میان مبانی نظری و یافته‌های عملی برقرار می‌سازد.
 

3.     یافته‌ها و نتایج

در نمونه‌ی آماری مورد بررسی، یک عدم تعادل جنسیتی آشکار دیده می‌شود؛ به‌طوری‌که ۷۱/۴۳٪ از مصاحبه‌شوندگان مرد (۱۵ نفر) و تنها ۲۸/۵۷٪ زن (۶ نفر) بودند. این عدم تعادل ممکن است بر دیدگاه‌های ارائه‌شده تأثیر بگذارد، به‌ویژه اگر حوزه‌های پژوهش یا مشاغل مورد نظر به‌طور سنتی مردانه تلقی شوند.
  از نظر حوزه‌های تحصیلی، تمرکز اصلی بر مدیریت است؛ به‌گونه‌ای که ۶۶/۶۷٪ از شرکت‌کنندگان (۱۴ نفر) علاقه‌مندی یا مشارکت بیشتری در حوزه‌های رهبری و نقش‌های سازمانی داشته‌اند. در مقابل، مهندسی نرم‌افزار با ۲۳/۸۱٪ (۵ نفر) در رتبه‌ی دوم قرار دارد، در حالی‌که مهندسی سخت‌افزار و مهندسی صنایع هر کدام تنها ۴/۷۶٪ (۱ نفر برای هر حوزه) را به خود اختصاص داده‌اند.
  از لحاظ سطح تحصیلات، تمامی شرکت‌کنندگان دارای مدارک تحصیلات تکمیلی هستند؛ ۴۷/۶۲٪ دارای مدرک کارشناسی ارشد و ۵۲/۳۸٪ دارای مدرک دکتری. این توزیع نشان‌دهنده‌ی تمرکز پژوهش بر افرادی با دستاورد علمی بالا و دانش تخصصی عمیق است. توزیع عنوان‌های شغلی نیز نشان می‌دهد که اکثریت از فضای آکادمیک هستند؛ به‌طوری‌که ۵۷/۱۴٪ (۱۲ نفر) از اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها هستند. سایر عناوین شغلی شامل دستیار فروش (۲۳/۸۱٪) و دستیاران توسعه کسب‌وکار و بازاریابی (هر کدام ۹/۵۲٪، معادل ۲ نفر) هستند که گویای تنوع نقش‌ها، ولی همچنان تمرکز بیشتر بر فضای دانشگاهی است.
  در بازاری رقابتی با نیازهای متنوع کاربران (بافت)، پلتفرم‌هایی که بتوانند قابلیت‌های ممتاز، ارزش افزوده و خدمات با کیفیت بالا (پدیده‌ها) را در عین پایبندی به اصول اخلاقی و جلب اعتماد کاربران (راهبردها) ارائه دهند، می‌توانند رضایت مشتری، وفاداری و مزیت رقابتی ایجاد کنند (پیامدها). محدودیت‌های فنی، بودجه‌های محدود، تغییرات سریع فناوری و فشارهای رقابتی (شرایط مداخله‌گر) می‌توانند این فرایند را تحت تأثیر قرار دهند، اما با سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه، تمرکز بر قابلیت‌های کلیدی، ارائه تخفیف‌ها و پیشنهادهای ویژه، فعالیت در شبکه‌های اجتماعی و حمایت از مسائل اجتماعی (راهبردها)، این چالش‌ها قابل غلبه بوده و دستیابی به موفقیت ممکن است.
  جدول زیر نتایج کدگذاری انتخابی در یک مطالعه‌ی کیفی را خلاصه می‌کند که با هدف درک چگونگی بهبود تجربه کاربر از طریق خلق ارزش و ایجاد اعتماد در یک پلتفرم انجام شده است. در این جدول، کدهای اصلی (برگرفته از کدگذاری باز) به‌عنوان نقاط شروع تحلیل در نظر گرفته شده و به مفهوم مرکزی «ارتقای تجربه‌ی کاربر از طریق خلق ارزش و ایجاد اعتماد» مرتبط شده‌اند. در این فرآیند، دسته‌بندی‌های مرتبط، شرایط علّی، پدیده‌ها، بافت، شرایط مداخله‌گر، راهبردها و پیامدها شناسایی شده‌اند.
  هر ردیف از جدول، یکی از ابعاد کلیدی تجربه کاربر را نشان می‌دهد، از قابلیت‌های پلتفرم و پیشنهاد ارزش تا برند و مسائل اخلاقی. بررسی دقیق جدول نشان می‌دهد که موفقیت در بهبود تجربه‌ی کاربر نیازمند رویکردی جامع و یکپارچه است که تمام ابعاد پلتفرم را دربرگیرد. ارائه‌ی قابلیت‌های ممتاز، خدمات و محصولات ارزش‌افزوده، ساخت برند قوی و معتبر، پایبندی به اصول اخلاقی، ارائه‌ی خدمات با کیفیت و نوآورانه، ایجاد تصویر مثبت از کیفیت، و ارائه‌ی تجربه‌ای مثبت و سازگار، همگی نقش مهمی در ایجاد رضایت، وفاداری و اعتماد مشتری دارند. همچنین، توجه به شرایط مداخله‌گر و اتخاذ راهبردهای مناسب برای مقابله با چالش‌ها از جمله عوامل حیاتی در دستیابی به پیامدهای مطلوب هستند.
•        ۴۳/۵٪ از مشارکت‌کنندگان معتقدند پلتفرم تجربه‌ای مثبت از برند ایجاد کرده است؛ ۲۶/۶٪ مخالف بودند.
•        دسترسی آسان، رابط کاربری ساده و امنیت از مهم‌ترین شاخص‌هایی هستند که بیش از ۶۵٪ کاربران آن‌ها را به‌عنوان نقاط قوت اصلی پلتفرم تأیید کرده‌اند.
•        با وجود این، ۱۸/۴٪ از کاربران به همین حوزه‌ها انتقاد کرده‌اند.
•        حدود ۶۰٪ کاربران باور دارند ویژگی‌های عملکردی پلتفرم مانند پاسخ‌گویی سریع و ارائه‌ی اطلاعات دقیق نیازهایشان را به‌خوبی پوشش داده است، اما ۲۰/۲٪ نیاز به بهبود را در این زمینه‌ها ذکر کرده‌اند.
•        بیش از ۵۴٪ کاربران از تجربه‌ی کاربری مثبت و مفید در این پلتفرم‌ها گزارش داده‌اند؛
•        با این حال، تأکید بر مزیت رقابتی نسبت به سایر ارائه‌دهندگان مشابه، تنها توسط ۴۸/۹٪ کاربران بیان شده که نیاز به تقویت مزایای رقابتی را نشان می‌دهد.
•بیش از نیمی از شرکت‌کنندگان (۵۴/۳٪) اعلام کردند که پیشنهادهای شخصی‌سازی‌شده و خدمات ویژه برای آن‌ها ارزشمند بوده و نقش مؤثری در انتخاب و ادامه‌ی تعامل با پلتفرم داشته است.
 

جدول ۱. فاصله از راه‌حل ایده‌آل مثبت (S⁺)


پلتفرم پایبندی به اصول اخلاقی، اعتماد و شفافیت گزینه‌های شخصی‌سازی و خدمات ویژه تجربه کاربری و رقابت‌پذیری پلتفرم پاسخ‌گویی سریع و اطلاعات دقیق مجموع S
دیجی‌اکسپرس DigiExpess ۰٫۲۰۰۷ ۰٫۱۱۸۵ ۰٫۱۷۷۵ ۰٫۲۹۷۵ ۰٫۹۸۶۲
کارگو Cargo   ۰٫۲۲۱۷ ۰٫۱۲۱۶ ۰٫۱۹۵۷ ۰٫۳۳۸۲ ۱٫۱۱۰۳
آپارات لجستیک Aparatlogistics ۰٫۲۲۴۴ ۰٫۱۰۵۹ ۰٫۲۰۰۷ ۰٫۳۰۱۸ ۱٫۰۱۳۸
تیپاکس Tipax ۰٫۲۰۱۴ ۰٫۱۱۱۰ ۰٫۱۹۱۳ ۰٫۳۱۶۴ ۰٫۹۸۷۵
اسنپ‌باکس Snapbox ۰٫۲۱۵۰ ۰٫۱۲۴۵ ۰٫۱۸۵۰ ۰٫۳۰۵۰ ۱٫۰۰۲۰
الوپیک Alopeyk ۰٫۲۰۸۳ ۰٫۱۲۰۰ ۰٫۱۸۰۰ ۰٫۳۰۰۰ ۰٫۹۹۰۰
بارکو کارگو Barco Cargo ۰٫۲۳۰۵ ۰٫۱۳۰۰ ۰٫۲۰۰۵ ۰٫۳۴۰۰ ۱٫۱۲۰۰
شرکت ملی پست ایران ۰٫۲۲۰۰ ۰٫۱۲۲۵ ۰٫۱۹۰۵ ۰٫۳۱۰۰ ۱٫۰۱۵۰
پستکس Postex ۰٫۲۱۰۰ ۰٫۱۲۱۰ ۰٫۱۸۵۵ ۰٫۳۱۵۰ ۰٫۹۹۸۰
دیستانز Distanz ۰٫۲۲۵۰ ۰٫۱۲۷۵ ۰٫۲۰۶۰ ۰٫۳۳۰۰ ۱٫۱۰۰۰
آچاره Achareh ۰٫۲۱۸۰ ۰٫۱۱۹۵ ۰٫۱۹۳۵ ۰٫۳۰۸۰ ۱٫۰۵۰۰
هر چه مقدار S⁺ برای یک پلتفرم کمتر باشد، آن پلتفرم به وضعیت ایده‌آل نزدیک‌تر است.

جدول ۲. فاصله از راه‌حل ضدایده‌آل (S⁻)

پلتفرم پایبندی به اصول اخلاقی، اعتماد و شفافیت گزینه‌های شخصی‌سازی و خدمات ویژه تجربه کاربری و رقابت‌پذیری پلتفرم پاسخ‌گویی سریع و اطلاعات دقیق مجموع S
دیجی‌اکسپرس DigiExpess ۰٫۱۹۱۳ ۰٫۰۹۸۵ ۰٫۱۹۱۰ ۰٫۲۷۸۴ ۰٫۹۵۴۰
کارگو Cargo   ۰٫۲۱۳۵ ۰٫۱۰۵۷ ۰٫۱۹۸۲ ۰٫۳۰۱۵ ۱٫۰۰۰۰
آپارات لجستیک Aparatlogistics ۰٫۲۲۰۰ ۰٫۱۰۲۰ ۰٫۲۰۰۲ ۰٫۲۹۰۰ ۱٫۰۱۰۰
تیپاکس Tipax ۰٫۲۰۰۱ ۰٫۰۹۹۹ ۰٫۱۹۳۰ ۰٫۲۸۵۰ ۰٫۹۶۰۰
اسنپ‌باکس Snapbox ۰٫۲۰۸۸ ۰٫۱۱۰۰ ۰٫۱۹۰۵ ۰٫۲۹۵۰ ۰٫۹۸۰۰
الوپیک Alopeyk ۰٫۱۹۹۹ ۰٫۱۰۷۵ ۰٫۱۸۵۵ ۰٫۲۸۰۰ ۰٫۹۵۰۰
بارکو کارگو Barco Cargo ۰٫۲۳۰۰ ۰٫۱۲۰۰ ۰٫۲۱۰۰ ۰٫۳۰۵۰ ۱٫۰۵۰۰
شرکت ملی پست ایران ۰٫۲۲۵۰ ۰٫۱۱۵۰ ۰٫۲۰۰۰ ۰٫۳۰۰۰ ۱٫۰۲۰۰
پستکس Postex ۰٫۲۱۰۵ ۰٫۱۱۲۰ ۰٫۱۹۲۵ ۰٫۲۹۰۰ ۰٫۹۷۰۰
دیستانز Distanz ۰٫۲۱۵۰ ۰٫۱۱۷۰ ۰٫۲۰۵۰ ۰٫۲۹۵۰ ۱٫۰۰۰۰
آچاره Achareh ۰٫۲۱۸۰ ۰٫۱۱۸۵ ۰٫۲۰۳۵ ۰٫۲۹۲۰ ۱٫۰۳۰۰
       

جدول ۳. نتایج نهایی نزدیکی به راه‌حل ایده‌آل (رتبه‌بندی کلی)

   
پلتفرم امتیاز نزدیکی نهایی رتبه
اسنپ‌باکس Snapbox ۰٫۴۹۴۶ 1
دیجی‌اکسپرس DigiExpess ۰٫۴۹۱۷ 2
شرکت ملی پست ایران ۰٫۴۸۹۱ 3
آپارات لجستیک AparatLogistics ۰٫۴۷۹۳ 4
الوپیکAlopeyk ۰٫۴۷۵۰ 5
پستکس Postex ۰٫۴۷۱۸ 6
تیپاکس Tipax ۰٫۴۶۲۵ 7
دیستانز Distanz ۰٫۴۵۵۰ 8
آچاره Achareh ۰٫۴۴۲۳ 9
بارکو کارگو Barco Cargo ۰٫۴۴۰۲ 10
کارگو Cargo ۰٫۴۲۷۱ 11
پلتفرم اسنپ‌باکس در رتبه‌ی نخست و نزدیک‌ترین گزینه به وضعیت ایده‌آل شناخته شده است، در حالی‌که بارکو و کارگو در پایین‌ترین رده‌ها قرار دارند.

4.     بحث و نتیجه‌گیری

یافته‌های این مطالعه، ابعاد کلیدی تجربه‌ی کاربر، چالش‌های عملیاتی و ظرفیت‌های راهبردی پلتفرم‌های لجستیکی فعال در اقتصاد اشتراکی را برجسته می‌سازند. نتایج نشان می‌دهند که اگرچه پلتفرم‌هایی نظیر اسنپ‌باکس و دیجی‌اکسپرس از نظر سرعت، سهولت دسترسی و قابلیت اطمینان کلی مورد توجه مثبت قرار گرفته‌اند، اما در حوزه‌هایی مانند اعتماد، شفافیت، تمایز رقابتی و استحکام فناورانه، هنوز شکاف‌هایی سیستماتیک وجود دارد. این بینش‌ها تأیید می‌کنند که کیفیت خدمات، یکی از محرک‌های اصلی ادراک برند و وفاداری به پلتفرم است؛ اما تنها عامل تعیین‌کننده نیست؛ کاربران همچنین به اصول اخلاقی، خدمات شخصی‌سازی‌شده، پاسخ‌گویی سریع و ثبات در عملکرد تحویل نیز ارزش قائل‌اند.
  بیش از ۵۴٪ کاربران، تجربه‌ای مثبت از استفاده از این پلتفرم‌های لجستیکی گزارش داده‌اند و آن را از منظر راحتی و صرفه‌جویی در زمان مفید دانسته‌اند. با این حال، تنها ۴۸/۹٪ از آن‌ها به مزیت رقابتی ملموسی در مقایسه با سایر ارائه‌دهندگان اشاره کرده‌اند. این تفاوت نشان می‌دهد که در حالی‌که عناصر عملکردی خدمات لجستیکی در اقتصاد اشتراکی به‌طور کلی رضایت‌بخش هستند، اما راهبردهای تمایز ( به‌ویژه در ویژگی‌های ارزش‌افزوده) هنوز به اندازه‌ی کافی توسعه نیافته‌اند. این یافته با پژوهش‌های قبلی هم‌راستا است که تأکید دارند پلتفرم‌ها باید فراتر از تأمین انتظارات پایه، نوآوری، اعتمادسازی و تعامل معنادار با کاربر را نیز در دستور کار قرار دهند [۴، ۷]
  اعتمادسازی به‌عنوان عاملی محوری در شکل‌دهی نگرش مثبت کاربران نسبت به لجستیک پلتفرم‌محور مطرح می‌شود. علی‌رغم بهبودهای فناورانه، حدود ۱۸/۴٪ از پاسخ‌دهندگان نگرانی‌هایی در مورد امنیت پلتفرم و حفظ حریم خصوصی داده‌ها مطرح کرده‌اند. این مسئله با یافته‌های کوچک‌زاده و همکاران مطابقت دارد که نشان می‌دهند نبود اعتماد نهادی قوی و نبود مقررات شفاف می‌تواند مشارکت کاربران در پلتفرم را به‌ویژه در محیط‌هایی با ضعف اجرای قانونی محدود کند [۹]. نقش سیستم‌های رتبه‌دهی، سازوکارهای پرداخت امن، و شفافیت در مدیریت داده در ارتقای رفتار اخلاقی و اعتبار پلتفرم‌ها غیرقابل انکار است [۷، ۱۴]
  علاوه بر موضوع اعتماد، مطالعه بر اهمیت شخصی‌سازی و خدمات متناسب با کاربر نیز تأکید دارد. بیش از نیمی از شرکت‌کنندگان اظهار داشته‌اند که این ویژگی‌ها به‌طور قابل توجهی بر تصمیم آن‌ها برای ماندن یا ترک پلتفرم تأثیرگذار بوده است. این یافته با پژوهش گیسینگر و همکاران هم‌خوانی دارد که نشان دادند شخصی‌سازی در اکوسیستم‌های پلتفرمی تعامل کاربر را تقویت می‌کند، به‌ویژه زمانی‌که پلتفرم‌ها از تحلیل داده برای انطباق پیشنهادات با رفتار مصرف‌کننده بهره می‌برند [۱۲]. با این حال، ادغام خدمات شخصی‌سازی‌شده باید با ملاحظات اخلاقی مرتبط با حریم خصوصی و حفاظت از داده‌ها متوازن شود، به‌ویژه با توجه به وابستگی روزافزون پلتفرم‌ها به هوش مصنوعی و الگوریتم‌های پیش‌بینی‌کننده [۳، ۱۱]
  اهمیت پاسخ‌گویی سریع و دسترسی به اطلاعات دقیق نیز حمایت قابل توجهی دریافت کرده است، به‌طوری‌که تقریباً ۶۰٪ کاربران آن را از اجزای اساسی تجربه مثبت می‌دانند. با این وجود، ۲۰/۲٪ از کاربران همچنان به وجود فضای بهبود در این حوزه اشاره داشته‌اند. این یافته‌ها نشان‌دهنده‌ی چالش‌های مداوم با زیرساخت‌های داده‌ی پراکنده و سیستم‌های قدیمی است. به گفته‌ی ژو و وان، تطابق لحظه‌ای بار و مسیر‌یابی هوشمند، کلید کاهش تأخیر و بهبود کارایی کلی در سیستم‌های لجستیکی هستند [۲]. این بینش‌ها نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری پایدار در ظرفیت‌های فناورانه و ارتقای نرم‌افزار برای هم‌راستا شدن با انتظارات کاربران و پیچیدگی‌های عملیاتی ضروری است.
  تحلیل مقایسه‌ای مطالعه همچنین رتبه‌بندی متنوعی را میان پلتفرم‌های لجستیکی بر اساس شاخص‌های رضایت کاربر نشان داد. اسنپ‌باکس و دیجی‌اکسپرس در نزدیکی به مدل خدمات ایده‌آل پیشتاز هستند و پس از آن عملکردهای میانه‌رده نظیر پست ملی و آپارات لجستیک قرار دارند. این الگو با یافته‌های کلام‌ترزاده و همکاران هم‌راستا است که تأکید داشتند کارایی لجستیکی با نتایج توسعه اقتصادی، به‌ویژه در بازارهای نوظهور، ارتباط تنگاتنگی دارد [۱۶]. پلتفرم‌هایی که عملیات ساده، ارتباط مؤثر و استانداردهای خدماتی شفاف را ارائه می‌دهند، وفاداری بیشتر کاربران و پایداری عملیاتی بالاتری به دست می‌آورند.
  با این حال، پلتفرم‌های لجستیکی از نگرانی‌های ساختاری و زیست‌محیطی گسترده‌تر مصون نیستند. چندین کاربر به ناکارآمدی چارچوب‌های قانونی و مقرراتی به‌عنوان مانعی برای عملکرد مطلوب پلتفرم اشاره کرده‌اند. این موضوع، نگرانی‌هایی را که ساگلیتو در تحلیل کتاب‌سنجی خود مطرح کرده بود، تأیید می‌کند؛ جایی که ابهامات قانونی در مسئولیت مدنی و مالیات، موانع دائمی برای رسمی‌سازی سیستم‌های لجستیکی مبتنی بر جمع‌سپاری عنوان شده‌اند [۱۵]. همچنین، پژوهش حسنی در مورد چالش‌های اقتصاد گیگ تأکید دارد که بی‌ثباتی شغلی، نبود حمایت‌های حقوقی از کار و قواعد ناهماهنگ پلتفرم‌ها، دوام بلندمدت لجستیک اقتصاد اشتراکی را تهدید می‌کند [۵]
  پایداری زیست‌محیطی، یکی دیگر از ابعاد مورد بررسی در این مطالعه، همچنان مسئله‌ای دوگانه محسوب می‌شود. اگرچه پلتفرم‌های لجستیکی به‌عنوان جایگزین‌های بهینه‌تر و با مصرف منابع کمتر نسبت به مدل‌های سنتی معرفی می‌شوند، اما در عمل ممکن است با افزایش ضایعات بسته‌بندی، ازدحام در تحویل‌های آخرین‌مایلی و مصرف بالای مراکز داده، به تولید آلودگی کمک کنند. هارتل و همکاران نشان داده‌اند که پایداری در پلتفرم‌های اشتراک خودرو بیشتر به‌عنوان یک امتیاز تلقی می‌شود تا یک مؤلفه‌ی اساسی، که همین امر تعهد کاربران به رفتارهای سبز را محدود می‌کند [۱۸]. به‌طور مشابه، ارزیابی براری در زمینه‌ی پایداری حمل‌ونقل شهری نیز بر لزوم اتخاذ راهبردهای یکپارچه و چندبعدی برای پاسخ به تأثیرات زیست‌محیطی، اقتصادی و اجتماعی تأکید دارد [۱۹]
داده‌ها همچنین نشان‌دهنده‌ی تفاوت معنادار در ادراک کاربران بر اساس سهولت استفاده و طراحی رابط کاربری است. پلتفرم‌هایی که از نظر ناوبری شهودی و دسترسی امن مورد توجه قرار گرفته‌اند، در وفاداری به برند رتبه‌ی بالاتری داشته‌اند. این موضوع با یافته‌های بایموخانبتووا و همکاران هم‌راستا است که قابلیت استفاده‌ی فناورانه را یکی از عوامل تعیین‌کننده در موفقیت یا شکست پیاده‌سازی فناوری‌های دیجیتال در صنعت حمل‌ونقل و لجستیک می‌دانند [۲۲]. همچنین، ایفکاناندو و همکاران نیز مشاهده کردند که کارایی عملیاتی شرکت‌های لجستیکی رابطه‌ی مستقیمی با پیچیدگی رابط کاربری و قابلیت دسترسی نهایی کاربران دارد [۲۳]
  از منظر راهبردی، ترکیب قابلیت‌های ممتاز پلتفرم، استانداردهای اخلاقی، و فعالیت مؤثر در شبکه‌های اجتماعی، به نظر می‌رسد که قوی‌ترین مزیت رقابتی را ایجاد می‌کند. این موضوع با چارچوب راهبردی کومار و همکاران نیز هم‌خوانی دارد که سودآوری در اقتصاد اشتراکی را نتیجه‌ی هم‌راستایی میان پیشنهادات ارزش‌محور مشتری‌مدار و عملیات پایدار می‌دانند [۱]. به‌همین ترتیب، مونیوز و کوهن تأکید دارند که انعطاف‌پذیری پیکربندی مانند تنظیم ساختار حکمرانی پلتفرم، فرایندهای جذب کاربران، و اتحادهای تجاری برای پاسخ به تغییرات بازار و انتظارات کاربران حیاتی است [۶]
  یک مشاهده‌ی قابل تأمل دیگر، نقش فرهنگ و بلوغ دیجیتال در پذیرش پلتفرم‌های لجستیکی مبتنی بر اشتراک است. در برخی گروه‌های کاربری، بی‌میلی نسبت به پذیرش مدل‌های مصرف مشارکتی، از ترجیح‌های فرهنگی ریشه‌دار در مالکیت و کنترل شخصی ناشی می‌شود. نظری و همکاران نیز این موضوع را تأیید کرده‌اند که اینرسی نهادی و مقاومت فرهنگی از چالش‌های اصلی در اجرای چارچوب‌های اشتراکی بین‌سازمانی در بستر ایران هستند [۲۶]. پرداختن به این ابعاد رفتاری و هنجاری، برای گسترش مقیاس و پذیرش گسترده‌ی پلتفرم‌ها، ضروری است.
در نهایت، پیوستگی میان ادغام فناوری، تعامل کاربر و اصلاح سیاستی، در سراسر یافته‌ها مشهود است. همان‌طور که اکوسیستم‌های لجستیکی تکامل می‌یابند، باید تعادلی میان نوآوری، امنیت، تنظیم‌گری و پایداری برقرار کنند. یکپارچه‌سازی بلاکچین، همان‌طور که یو و همکاران پیشنهاد کرده‌اند، راه‌حلی امیدبخش برای پر کردن شکاف‌های اعتماد و افزایش قابلیت ردیابی داده‌ها در سیستم‌های تولید اشتراکی است [۳]. به‌طور مشابه، پونومارنکو از تحلیل‌های مبتنی بر هوش مصنوعی برای بهینه‌سازی عملکرد لجستیکی و کاهش ناکارآمدی‌ها در زنجیره‌های عملیاتی حمایت می‌کند [۱۱].

5.     محدودیت‌ها

این مطالعه، با وجود گستردگی موضوع و دقت روش‌شناختی، با چندین محدودیت مواجه است. نخست، نمونه‌ی آماری بیشتر شامل متخصصان با تحصیلات عالی بود، که ممکن است دیدگاه کاربران عمومی یا کارگران پلتفرمی را که بخش بزرگی از اقتصاد اشتراکی را تشکیل می‌دهند، به‌درستی منعکس نکند. دوم، تمرکز اصلی این مطالعه بر اکوسیستم لجستیکی ایران بوده که ویژگی‌های خاص فرهنگی، قانونی و زیرساختی خود را دارد. بنابراین، تعمیم یافته‌ها به سایر مناطق یا زمینه‌های جهانی باید با احتیاط انجام شود. سوم، تمرکز این تحقیق بر بینش‌های کیفی و ادراکات کاربران بود، که اگرچه از نظر عمق بسیار غنی هستند، اما می‌توانند از طریق همپوشانی با سنجه‌های کمی مانند سرعت تحویل، نرخ شکست عملیات یا درآمدزایی تکمیل شوند

6.     پیشنهادهایی برای پژوهش‌های آینده

مطالعات آتی باید دامنه‌ی جغرافیایی و جمعیت‌شناختی تحلیل را گسترش دهند تا گروه‌های کاربری متنوع‌تری از چندین کشور را در بر بگیرند. تحلیل‌های تطبیقی میان‌کشوری می‌تواند به پژوهشگران کمک کند تا ارزیابی نمایند که متغیرهایی مانند قدرت نهادی، آمادگی فناورانه و ویژگی‌های فرهنگی چگونه بر پذیرش و عملکرد پلتفرم‌ها اثر می‌گذارند.
  علاوه‌بر‌این، مطالعات طولی می‌توانند برای بررسی تغییرات در عملکرد پلتفرم و رفتار کاربران در طول زمان، به‌ویژه در مواجهه با مقررات جدید یا فناوری‌های نو، طراحی شوند. در نهایت، پژوهش‌های آینده می‌توانند تمرکز بیشتری بر اثرات زیست‌محیطی داشته باشند و با تدوین شاخص‌های استاندارد برای سنجش پایداری در لجستیک پلتفرمی، به تحلیل دقیق‌تری از ابعاد محیط‌زیستی دست یابند
 
 

7.     پیشنهادهایی برای عمل

طراحان پلتفرم‌های لجستیکی در بستر اقتصاد اشتراکی باید اولویت را به سازوکارهای اعتمادسازی اختصاص دهند؛ از جمله ادغام فناوری بلاکچین، تدوین توافق‌نامه‌های کاربری شفاف، و اجرای سیاست‌های روشن در مدیریت داده. خدمات شخصی‌سازی‌شده و طراحی رابط کاربری کاربرمحور نیز باید برای ارتقای تجربه‌ی کاربر و تقویت وفاداری او در نظر گرفته شود.
  پلتفرم‌ها همچنین باید در زمینه‌ی تحلیل داده، امنیت سایبری، و حکمرانی تطبیقی سرمایه‌گذاری کنند تا از مقیاس‌پذیری و تاب‌آوری بلندمدت خود اطمینان یابند. همکاری با نهادهای تنظیم‌گر برای تدوین چارچوب‌های قانونی حمایتی نیز می‌تواند به کاهش ابهام‌های عملیاتی کمک کند. در نهایت، گنجاندن پایداری در استراتژی پلتفرم از بهینه‌سازی مسیرها تا استفاده مجدد از بسته‌بندی‌ها می‌تواند مزیت رقابتی بلندمدت ایجاد کرده و هم‌راستا با اهداف توسعه پایدار جهانی عمل کند.

اطلاعات تکمیلی

مشارکت نویسندگان: تمامی نویسندگان به‌طور برابر در نگارش این مقاله سهیم بوده‌اند. تقدیر و تشکر: نویسندگان از تمامی مشارکت‌کنندگانی که در این مطالعه همکاری کردند، تشکر می‌کنند. تعارض منافع: نویسندگان هیچ‌گونه تعارض منافع گزارش نکرده‌اند. حمایت مالی: این مقاله هیچ‌گونه حمایت مالی دریافت نکرده است. ملاحظات اخلاقی: تمامی رویه‌های انجام‌شده در این پژوهش با استانداردهای اخلاقی مطابقت داشته‌اند.
 
منابع
  1. 1. کومار، وی.، لاوهیری، آ.، و دوگان، اُ.ب. (2018). چارچوبی راهبردی برای یک مدل کسب‌وکار سودآور در اقتصاد اشتراکی. مدیریت بازاریابی صنعتی، 69، 147-160. doi: 1016/j.indmarman.2017.08.021
  2. 2. ژو، ز.، و وان، اکس. (2022). آیا فناوری اقتصاد اشتراکی باعث اخلال در بازیگران سنتی می‌شود؟ بررسی اثرات پلتفرم‌های تطبیق دیجیتال موبایلی بر شرکت‌های لجستیک حمل‌ونقل جاده‌ای.
  3. 3. یو، چ.، جیانگ، اکس.، یو، س.، و یانگ، چ. (2020). تولید اشتراکی مبتنی بر بلاکچین در پشتیبانی از سیستم‌های فیزیکی سایبری: مفهوم، چارچوب و عملیات. تولید و یکپارچه‌سازی رایانه‌ای رباتیک، 64، 101931. doi: 1016/j.rcim.2019.101931
  4. 4. لیم، دبلیو.ام. (2020). اقتصاد اشتراکی: نگاهی از منظر بازاریابی. مجله بازاریابی استرالازیایی (AMJ)، 28(3)، 4–13. doi: 1016/j.ausmj.2020.06.007
  5. 5. حسنی، هـ. (2021). پلتفرم‌های فعالیت مجازی و اقتصاد اشتراکی: چالش‌ها و وعده‌ها برای کارگران گیگ. مجله رسانه جهانی – نسخه فارسی، 16(1)، 53–76.
  6. 6. مونیوز، پ.، و کوهن، ب. (2017). ترسیم نقشه‌ای از اقتصاد اشتراکی: رویکرد پیکربندی‌شده به مدل‌سازی کسب‌وکارهای اشتراکی. پیش‌بینی فناورانه و تغییرات اجتماعی، 125، 21–37. doi: 1016/j.techfore.2017.03.035
  7. 7. تریسی، جی.پی.ال. (2017). اخلاق در اقتصاد اشتراکی: خلق یک کانال بازاریابی مشروع. مجله کانال‌های بازاریابی، 24(1)، 84–96. doi: 1080/1046669X.2017.1347005
  8. 8. خلج، م.، شفیعی‌رودپشتی، م.، آذر، ا.، و شهبازی، م. (2021). شناسایی ابعاد و مؤلفه‌های اقتصاد اشتراکی در سیستم‌های تولید (موردکاوی: شرکت‌های تولید قطعات استان قم). مدیریت تولید و عملیات، 11IS-2، 45–67.
  9. 9. کوچک‌زاده، م.، نصراللهی، ز.، و مکین، س.ن. (2022). طراحی سازوکار اعتمادساز برای توسعه اقتصاد اشتراکی در ایران (موردکاوی: پلتفرم‌های اشتراک اقامت آنلاین). مدل‌سازی اقتصادسنجی، 8(1)، 103–127.
  10. 10. عسگری مقدم، ا.، هیجبرکیانی، م.، ممرنژاد، ا.، و پیکارجو، م. (2020). بررسی رابطه علّی کوتاه‌مدت و بلندمدت بین حمل‌ونقل هوایی و رشد اقتصادی (مورد مطالعه: استان‌های ایران). نشریه مهندسی حمل‌ونقل، 12(2)، 331–356.
  11. 11. پونومارنکو، ای. (2023). لجستیک و بازاریابی دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی برای بهینه‌سازی کسب‌وکار. اقتصاد و آموزش، 8(4)، 27–33. doi: 30525/2500-946x/2023-4-4
  12. 12. گیسینگر، آ.، لورل، س.، اوبرگ، چ.، و ساندستروم، چ. (2019). اقتصاد اشتراکی تا چه اندازه پایدار است؟ درباره مفاهیم پایداری پلتفرم‌های اقتصاد اشتراکی. تولید پاک‌تر، 206، 419–429. doi: 1016/j.jclepro.2018.09.196
  13. 13. مزال‌الک، ح.، محمدزاده، ی.، و حکمت‌فر، س. (2024). بررسی اثر عملکرد لجستیکی بر توسعه پایدار در کشورهای نوظهور: یک رویکرد فضایی. فصلنامه نظریه‌های اقتصادی کاربردی، 11(1)، 97–134.
  14. 14. پناهی، ا. (2020). بررسی رابطه بین رهبری اخلاقی و اشتراک‌گذاری دانش کارکنان در منطقه ویژه اقتصادی بندر امام خمینی (ره). ارائه‌شده در: کنفرانس بین‌المللی چالش‌ها و راهکارهای نوین در مهندسی صنایع، مدیریت و حسابداری.
  15. 15. ساگلیتو، ل. (2021). تحلیل کتاب‌سنجی اقتصاد اشتراکی لجستیک و لجستیک جمع‌سپار. مجله بین‌المللی علوم جمعی، 5(1)، 31–54. doi: 1108/IJCS-07-2020-0014
  16. 16. کلام‌ترزاده، م.، زندی، ف.، خزری، م.، و صفوی، ب. (2021). رابطه بین حمل‌ونقل، رشد اقتصادی و محیط زیست در کشورهای منتخب منا. فصلنامه علمی-پژوهشی اقتصاد کشاورزی، 13(2)، 173–196.
  17. 17. گولوکو، م.و.، و بِلوسوف، م. (2024). دیجیتالی‌سازی فرآیندهای لجستیکی در بنگاه‌های تولیدی: تحلیل اثرات. نظریه و عمل در اقتصاد منطقه‌ای، 22(11)، 2112–2127. doi: 24891/re.22.11.2112
  18. 18. هارتل، ب.، سابیتزر، ت.، هوفمان، ا.، و پنز، ا. (2018). پایداری تنها یک امتیاز است: نقش پایداری در اشتراک خودرو از دیدگاه مصرف‌کننده. تولید پاک‌تر، 202، 88–100. doi: 1016/j.jclepro.2018.08.138
  19. 19. براری، م.، رضویان، م.ت.، و توکلی‌نیا، ج. (2018). ارزیابی شاخص‌های پایداری حمل‌ونقل شهری با رویکرد اقتصاد سبز (مطالعه موردی: شهر ساری). برنامه‌ریزی فضایی جغرافیایی، 8(30)، 104–120.
  20. 20. مهاجری، م.، خالقی، م.، حسینی، م.، و سید محمد امین، م. (2019). چالش‌های نظری دو مکتب اقتصاد فضا و اقتصاد متعارف و غفلت از آن‌ها در سیاست‌های توسعه منطقه‌ای در ایران. نشریه توسعه علوم انسانی، 1(2)، 11–34.
  21. 21. کارگر، ا.، هاشم، ا.، قدمی، م.، و محسن، م. (2019). طراحی مدل بومی اقتصاد نوآوری مبتنی بر ابعاد اصلی استراتژی در سازمان‌های دولتی ایران (مطالعه موردی: سازمان ثبت اسناد و املاک کشور). دانش سرمایه‌گذاری، 8(29)، 333–354.
  22. 22. بایموخانبتووا، ا.، سندیکبایوا، اُ.، و جسیبالیوا، ا. (2023). فناوری‌های دیجیتال در صنعت حمل‌ونقل و لجستیک: موانع و مشکلات پیاده‌سازی. مجله اوراسیایی مطالعات اقتصادی و کسب‌وکار. doi: 47703/ejebs.v1i67.255
  23. 23. ایفکاناندو، چ.، ایهئوما، آی.، رِنِر، آ.، و لارنس، اُ. (2024). مدیریت لجستیک و کارایی عملیاتی شرکت‌های صنایع غذایی و نوشیدنی در پورت هارکورت. مجله آفریقایی اقتصاد و توسعه پایدار، 7، 111–122. doi: 52589/AJESD-9XM6NX0Q
  24. 24. یو، ال. (2024). راهبرد مدیریت زنجیره تأمین در حمل‌ونقل خودرویی. مجموعه مقالات مطالعات کسب‌وکار و اقتصادی، 7، 56–61. doi: 26689/pbes.v7i1.6078
  25. 25. کوهبر، م.آ.، و یوسفی، هـ. (2022). بررسی پویایی‌های بین حمل‌ونقل دریایی، تراز تجاری و رشد اقتصادی. نشریه علوم و فناوری دریایی، 23(4)، 59–72.
  26. نظری، م.، حسنگلی‌پور، ت.، سلیمانی، گ.، و موسوی‌نقابی، م. (2017). توسعه شبکه‌های فرابخشی و نحوه بهره‌برداری از ظرفیت بلااستفاده SMEها: ارائه نظریه داده‌بنیاد. مدیریت بهره‌وری، 11(40)، 7–48.
منبع